نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم

مرا تنگ آمده بی‌او دلی از باغ و صحرا هم

چو حال دردمندان عرضه داری ای صبا پیشش

در آن حضرت به گستاخی درودی گوی از ما هم

اجل از آستانت می‌کشد رختم در آن عالم

بحمدالله که با داغ توام اینجا و آنجا هم

تو ای کز جام وصلش جرعه‌ای داری، غنیمت دان

خوش آن روزی که این دولت میسر بود ما را هم

به صوت بلبلان شاهی، نوای ناله افزون کن

که خوش باشد دو عاشق را حدیث درد دل با هم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از جانب طبیعت صحبت می‌کند که چمن و سبزه و سرو در حال شکفتن هستند، اما او بدون معشوقش احساس دلتنگی می‌کند و دلش از باغ و صحرا نیز تنگ شده است. شاعر از صبا می‌خواهد که حال دردمندان را به معشوق برساند و درود او را بگوید. او از نزدیک شدن اجل صحبت می‌کند و با دلتنگی به داغی که از معشوق در دل دارد، اشاره می‌کند. شاعر همچنین به اهمیت وصل و روز خوشی که این وصال را به دست می‌آورد، تأکید می‌کند و در انتها از بلبلان می‌خواهد که نواهایی بخوانند تا دو عاشق بتوانند درد دلشان را با هم در میان بگذارند.