شمارهٔ ۱۳۳ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
چون تیغ کشیدی، سر تسلیم نهادیم
پیکان تو چون از دل مجروح کشیدیم
صد بوسه بر آن از پی تعظیم نهادیم
ز استاد ازل عشق بتان یاد گرفتیم
انگشت چو بر تخته تعلیم نهادیم
از فکر جهان فارغ و آزاد نشستیم
تا پای در این ورطه پر بیم نهادیم
هر چند دونیم است ز هجرت دل شاهی
باز آی که ما جمله به یک نیم نهادیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز عشق و ارادت نسبت به معشوق پرداخته است. شاعر از تسلیم خود در برابر عشق سخن میگوید و به تحسین زیباییهای معشوق میپردازد. همچنین، اشاره به یادگیری عشق و آزادی از دغدغههای دنیا دارد. در نهایت، با وجود دوری و هجرت، به امید بازگشت معشوق و تجدید وصال اشاره میکند.