نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم

گر جام باده نیست، به خون جگر خوشیم

سامان ما مجو، که در این غصه شاکریم

تدبیر ما مکن، که چنین بیخبر خوشیم

خون خورده ایم دوش و خرابیم بامداد

دیگر مده شراب دمادم، که سر خوشیم

جان از برای تحفه جانان بود عزیز

غافل گمان برد که بدین مختصر خوشیم

شاهی، مقام قرب و کرامت رقیب راست

ما را که رانده اند، ز بیرون در خوشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس شادی و رضایت در میانه غم و فقدان است. شاعر از وصل به معشوق و ارتباط با او خوشحال است و حتی اگر در شرایط سختی باشد (مانند بی‌نصیب بودن از جام باده)، باز هم شکرگزار است. او با وجود جدایی از معشوق و مشکلاتی که دارد، به طور خاصی از حال خود راضی است و این نشان‌دهنده عمق احساسات و وابستگی او به معشوق است. شاعر همچنین به این اشاره می‌کند که مقام قرب و کرامت برای دیگران است، اما او با وجود رانده شدن از درگاه معشوق، همچنان در خوشی به سر می‌برد.