شمارهٔ ۱۳۹ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا چشمی است از لعل تو در خون جگر پنهان
سری بر آستانت گشته اندر خاک در پنهان
به روی لالهگون یک ره به گلگشت چمن رفتی
ز شرم عارضت گل گشت تا سال دگر پنهان
مرا چون آشکارا میرود خون دل از دیده
چه حاصل زانکه با چشم تو میبازم نظر پنهان
نهانی خواستم پیش خیالت جان کشم، لیکن
چو عشق آوازه اندر داد کی ماند خبر پنهان؟
تو خورشیدی و شاهی ذره، چندین رو متاب از وی
که بیچاره هوادارست، اگر پیدا و گر پنهان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلدادگی است. شاعر از چشمان محبوب و تأثیر آن بر دلش صحبت میکند و نشان میدهد که به رغم پنهان بودن عشق، این احساسات شدید و عمیق وجود دارد. او از شرم و زیبایی محبوب میگوید که باعث پنهان شدن گلها میشود و خود را در انتظار دیدار او میبیند. همچنین اشاره به ناپیدایی عشق دارد و این که اگرچه ممکن است عشق پنهان بماند، اما تأثیر آن بر روح و جان عاشق غیرقابل انکار است. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد که نورش را از او نگیرد، چرا که عاشق به شدت به او وابسته است.