شمارهٔ ۱۴۳ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر طرف مهت غالیه خم به خم است این
یا بر ورق لاله ز سنبل رقم است این؟
گفتی که: فلان هم ز سگانست در این کوی
ای من سگ کوی تو، چه لطف و کرم است این
عمری به سر این مرحله پیمودم و آخر
از بادیه عشق تو اول قدم است این
بی چاشنی غم نبود شربت راحت
می نوش، که در کاسه دوران بهم است این
چون میکشی آخر سخنی زان دهن تنگ
کاین قافله را توشه راه عدم است این
شاهی که اسیرست بدان غمزه خونریز
خونش نتوان ریخت، که صید حرم است این
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و اشتیاق شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی و دلربایی معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که عشق او مانند چاشنی، طعم زندگی را میدهد. او از درد و غم در عشق نیز سخن میگوید و اشاره میکند که شربت زندگی بدون غم بیمعناست. در پایان، شاعر به اسارت در عشق اشاره کرده و میگوید که حتی اگر معشوق خونریز باشد، عشقش قادر به ریختن خون او نیست، زیرا او خود را فدای عشق کرده است. به طور کلی، این شعر احساسات عمیق و گرفتار شدن در دام عشق را به زیبایی توصیف میکند.