شمارهٔ ۱۵۰ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد صبحدم، خبر یار من بگو
با بلبل از شمایل سرو و سمن بگو
اندوه بلبلان خزان دیده، ای صبا
در نوبهار با گل و با نسترن بگو
لعل ترا لطافت عیسی است در نفس
من مردم، از برای خدا یک سخن بگو
چون عشق از این سرود نهان پرده برگرفت
گو خاص و عام بشنو و گو مرد و زن بگو
شاهی، بلا و محنت جانان مگو به غیر
گر مرد عشقی این همه با خویشتن بگو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر است. شاعر از باد صبح میخواهد که پیغام یار را به او برساند و از بلبلان، که دلشان به یاد یار غمگین است، سخن بگوید. او عشق را به لعل و لطافت عیسی تشبیه میکند و از باد میخواهد که حقیقت عشق را به همه بگوید. شاعر در ادامه بر سختیهای عشق و محنت جانان اشاره میکند و از کسانی که عاشق هستند میخواهد تا احساساتشان را با خودشان در میان بگذارند.