نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ - استقبال از کمال خجندی امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

زهی از خطت نرخ عنبر شکسته

قدت سرو را دست بر چوب بسته

غباریست خطت نشسته بر آن لب

بلی، خط یاقوت باشد نشسته

ز خرمای وصل تو ذوقی نیابند

کسانی که از خار گردند خسته

دلم بسته شد در شکنهای زلفت

از آنروی گشتم چنین دلشکسته

تو جایی که باشی، که باشند خوبان؟

ز خاشاک با گل نبندند دسته

در این باغ، روزی که نارسته بودم

چو لاله نبودم ز داغ تو رسته

دل شاهی از زلف خوبان هراسد

چو آهوی از دام صیاد جسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر، به زیبایی و ظرافت احساسات عاشقانه را بیان می‌کند. او از خطی که شبیه عطرِ خوشِ عنبر است سخن می‌گوید و به زیبایی‌های محبوبش اشاره می‌کند. شاعر احساس می‌کند که دلش در دام زلف محبوب گرفتار شده و نمی‌تواند از آن رهایی یابد. او همچنین به تضاد میان زیبایی و زشتی اشاره می‌کند و می‌گوید که در دنیای عشق، خوبان در کنار هم قرار دارند و از ناراحتی‌ها و فراق‌ها رنج می‌برند. تمام این احساسات از کارزاری درونی حکایت دارد که شاعر در تلاش است تا عشق و زیبایی محبوب را تماشاکند و از عذاب فراقش بگریزد.