نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلا در عشقبازی ترک جان گفت، نکو کردی

ز ناز و عیش بگذشتی، به داغ و درد خو کردی

پس از عمری بدست یار دادی ای فلک دستم

کرم کردی، ولی وقتی که از خاکم سبو کردی

به جانی وصل جانان گر خریدی شاد باش ای دل

چه آسان یافتی نقدی که عمری جستجو کردی

دلا دنبال آن چشم سیه دیگر چه می‌گردی؟

گر از هستی متاعی داشتی، در کار او کردی

به خون دیده رنگین ساختی رخساره شاهی

به آخر در میان عاشقانش سرخ‌رو کردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و معشوق اشاره می‌کند و از لحظات زیبای عاشقانه صحبت می‌کند. او به این موضوع می‌پردازد که عاشق با عشق و ناز از درد و رنج می‌گذرد و پس از سال‌ها تلاش، بالاخره به وصال معشوق می‌رسد. شاعر از این احساس شاد و مثبت برخوردار است و می‌گوید که اگر به حقیقت عشق دست یابد، باید شاد باشد زیرا سال‌ها در جستجوی آن بوده است. همچنین او به تاثیر عشق بر چهره و وجود خود اشاره می‌کند و به زیبایی و سرخ‌رویی در میان عاشقان می‌بالد.