شمارهٔ ۱۷ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کجایی ای ز رویت لاله را ناب
بهار خرمی بگذشت، دریاب
لبت با آن دو زلف و رخ چه نیکوست
خوش آید باده در شبهای مهتاب
دلا احرام آن در بسته ای، چیست؟
قدم ننهاده فکری کن در این باب
بصد چندان لطافت، چشمه خضر
نیارد ریختن بر دست او آب
دلم زانرو رود دنبال آن چشم
که شب ناخفته را آسان برد خواب
چو عشق آمد، اجل گو شاد بنشین
که مردن را مرتب گشت اسباب
ز کویش رخ منه در کعبه شاهی
که یک سجده نشاید در دو محراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به زیبایی و لطافت معشوقه خود اشاره میکند و به تأمل در احوال عشق و آثار آن میپردازد. او درباره خوشی بهار و pleasures nights زیر نور مهتاب صحبت میکند و به عشق و قدرت آن در به خواب بردن دلها اشاره دارد. همچنین به مفهوم مرگ و زندگی در عشق میپردازد و بیان میکند که عشق موجب شادمانی و ایجاد شرایطی برای مرگ میشود. در نهایت، بیان میکند که نمیتوان در دو مقامی که ناپایدارند، به خداوند سجده کرد.