شمارهٔ ۱۷۱ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
لب شیرین شکرخند داری
ز خوبی هر چه میگویند داری
چه باشد گر گدای خویشتن را
به دشنامی ز خود خرسند داری؟
چه شیرین است بارت ای نی قند
به سودای که دل در بند داری؟
متاب آن زلف را بهر دل من
که آنجا مبتلایی چند داری
چو دل در بند خوبانست، شاهی
چه شد ار گوش سوی پند داری؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت شخص خاصی میپردازد. شاعر از لبهای شیرین و خندههای او میگوید و به خوبیهایی که دربارهاش گفته میشود، اشاره میکند. او میگوید که اگر کسی به عشق خود پا ببندد، چه تفاوتی دارد و از دشنامها خوشنود میشود. شاعر به زیبایی و جذابیت آن شخص اشاره میکند و از او میخواهد زلفهایش را برای دل او نتاباند، چرا که او در عشق شاهزادهای دیگر گرفتار است. در نهایت، شاعر به عشق و غم بندگی در برابر معشوق اشاره میکند و میپرسد که چه اهمیتی دارد اگر به نصیحتها توجه نکند.