نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلا از مردمی بویی نداری

اگر سودای دلجویی نداری

حرامت باد عمر، ار موسم گل

حریفی و لب جویی نداری

چو عنبر لاف زلفش تا کی ای مشک؟

کز این معنی تو هم بویی نداری

تو خوش باش ای ملامت گو، که چون من

دل اندر دست بدخویی نداری

به تیغ هجر، شاهی را میازار

کز او بهتر دعاگویی نداری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس تنهایی و ناامیدی شاعر اشاره دارد. شاعر از افرادی که نمی‌توانند یا نمی‌خواهند از دیگران دلجویی کنند، انتقاد می‌کند و به آن‌ها می‌گوید که اگر در دل خود عشق و محبت ندارند، بهتر است از زندگی لذت نبرند. او همچنین به رابطه‌اش با معشوق اشاره می‌کند که در آن تنهاست و حتی در زمان‌هایی که دیگران خوشحال به نظر می‌رسند، او احساس تنهایی می‌کند. در پایان به دیگران توصیه می‌کند که از آزار دادن یکدیگر خودداری کنند، چرا که دعا و خوبی بهتر از آزار و اذیت است.