نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلا ز نرگس مستانهٔ که می‌پرسی؟

سری به خواب خوش، افسانهٔ که می‌پرسی؟

اسیر سلسله تست عالمی، لیکن

تو حالت دل دیوانهٔ که می‌پرسی؟

مگو که یار دگر خانه ساخت در دل تو

کدام یار؟ چه دل؟ خانهٔ که می‌پرسی؟

تو گنج حسنی و اهل نیاز منتظرند

که ره به کلبهٔ ویرانهٔ که می‌پرسی؟

نه حد ماست تمنای بزم او، شاهی

سخن ز ساغر و پیمانهٔ که می‌پرسی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و وضعیت عاشقانه و دلدادگی پرداخته است. شاعر از نرگس می‌پرسد و به خواب‌های شیرین اشاره می‌کند، اما در عین حال احساس اسارت در عشق را نیز بیان می‌کند. او به بی‌قراری دل دیوانه‌اش اشاره دارد و از طرفی دیگر به عدم وجود یاری جدید در دل معشوق می‌پردازد. در نهایت، شاعر به غنای عشق و نیاز به معشوق اشاره می‌کند و موقیعت خود را در بزم عشق به تصویر می‌کشد. شعر به زیبایی حالت عاشق و احساسات او را بیان می‌کند.