شمارهٔ ۱۸۰ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانی
ما قصه خود با تو بگفتیم، تو دانی
دل مینگرد سوی تو، جان میرود از دست
داریم از اینروی بسی دل نگرانی
ای شمع، که ما را به سخن شیفته کردی
پروانه خود را مکش از چرب زبانی
ما حال دل از گریه بجایی نرساندیم
ای ناله، تو شاید که بجایی برسانی
عمری است که با عارض تو شمع بدعویست
وقتست که او را پی کاری بنشانی
چون غنچه، ز خوناب درون لب نگشادیم
افسوس که بر باد شد ایام جوانی
چون دفتر گل، سر بسر از گفته شاهی
هر جا ورقی باز کنی، خون بچکانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان افکار و احساسات عمیق عاشقانه و عواطف دردناک شاعر اشاره دارد. شاعر از ناکامیها و دلتنگیهای خود برای محبوب سخن میگوید و به سوز دل و غم نهانی اشاره میکند. او از عشق و وابستگیاش به محبوب سخن میگوید و نگرانیهای خود را ابراز میکند. شاعر به شمع و پروانه تشبیه میشود که در دنیای عشق، شمع به محبوب و پروانه به خود شاعر اشاره دارد. همچنین به ناپایداری ایام جوانی و افسوس بابت از دست رفتن فرصتها اشاره میکند. در نهایت، شاعر از درد و رنج خود مینالد و امید دارد که نالهاش به جایی برسد.