شمارهٔ ۲۳ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا خاک آستانه جانان مقام ماست
در بزم عیش جرعه راحت به جام ماست
گفتی: فلان به کوی من از خاک کمتر است
این هم چو بنگری سبب احترام ماست
زاهد حرام گفت می لعل را، بلی
ما زائریم و میکده بیتالحرام ماست
تا بر درش به خاک مذلت نشستهایم
سلطان چار بالش گردون غلام ماست
روی چو زر به خاک درش تا نهادهایم
در ملک عشق سکه شاهی به نام ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و ارادت به معشوق اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه مقام و منزلت او در آستانه معشوق است، از خوشی و لذت در بزم عشق صحبت میکند. او تأکید میکند که اگر دیگران او را کمتر از خاک میدانند، این فقط نشاندهنده اهمیت و احترام اوست. همچنین، شعر به حرمت و قدردانی از میخانه و مینوشی اشاره دارد که در آن، زاهدان ممکن است چیزی را حرام بدانند، اما او به عشق و میخانه به عنوان مقدسترین مکان اشاره میکند. در نهایت، شاعر با تأکید بر اینکه عشق و احترام او تا حدودی بالاتر از سلطنت است، نشاندهنده عظمت روح و احساسات انسانی است.