شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندی امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
جفای تو بر دل به غایت خوش است
ز شه بر رعیت رعایت خوش است
از آن غمزه و لب به پیش خیال
گهی شکر و گاهی شکایت خوش است
به دشنام تلخم مسوز ای رقیب
که از لعل یار این حکایت خوش است
خطت آیت حسن و لب وقف آن
به سرخ و سیه وقف آیت خوش است
به خونریز عاشق بهانه مجوی
که قتل چنین بیجنایت خوش است
کرامت به رندی بدل کرد شیخ
که در ملک عشق این ولایت خوش است
بهر بیت شاهی نظر کن، ببین
کش آغاز، خوب و نهایت، خوش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ زیبایی و لذتهای عاشقانه و رنجهایی است که عاشق به خاطر محبوب خود متحمل میشود. شاعر به جفای محبوب اشاره میکند و بیان میکند که حتی این جفا نیز زیبا و دلپذیر است. او از زیبایی و جذابیتهای محبوب صحبت میکند و به این نکته میپردازد که دشنامهای رقیب نمیتواند از ارزش عاشقانه بکاهد. در ادامه، شاعر به صفات زیبای محبوب مثل خط و لب اشاره میکند و بر این باور است که عشق و زیبایی واقعی در شجاعت و بیگناهی در عشق است. در نهایت، او تأکید میکند که در دنیای عشق، زیبایی و خوشی در هر گوشهای وجود دارد.