شمارهٔ ۳۳ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با طره تو سنبل شوریدهحال چیست؟
جاییکه ابروی تو نماید، هلال چیست؟
تا بر درت طریق گدایی گرفتهام
دانستهام که سلطنت بیزوال چیست
حالا بوصل تو فلکم عشوه میدهد
تا بخت خوابناک مرا در خیال چیست
مرغان باغ را چو نسیمی کفایتست
با گل بگوی کین همه غنج و دلال چیست؟
با آنکه باختیم سر اندر رهش چو گوی
روزی نگفت شاهی شوریده، حال چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عشق و زیبایی و احساسات عمیق انسانی پرداخته است. شاعر با بیانی شاعرانه به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب میپردازد و نشان میدهد که چگونه این زیبایی بر زندگی او تأثیر گذاشته است. او به حالتهای عاطفی خود اشاره میکند، از احساس گدایی و نیاز به محبوب تا انزوای خود در پی رسیدن به عشق. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که حتی در فقدان، زیبایی و عشق در زندگی او همچنان وجود دارد و او نمیتواند از آنها چشم پوشی کند.