نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امروز نسیم سحری بوی دگر داشت

گویی گذر از خاک سر کوی دگر داشت

ما یکدل و یکروی چنین، وان گل رعنا

افسوس که از هر طرفی روی دگر داشت

دی مردم از آن ذوق که در گفتن دشنام

با ماش سخن بود و نظر سوی دگر داشت

خوش وقت کسی موسم نوروز، که چون گل

هر روز سر آب و لب جوی دگر داشت

شاهی به تماشای مه عید نیامد

بیچاره نظر در خم ابروی دگر داشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حس و حال خاصی در یک روز بهاری پرداخته است. او حس می‌کند که هوای صبحگاهی بوی متفاوتی دارد و زندگی از هر زاویه‌ای به سمت دیگری می‌رود. شاعر از یکنواختی و یکدلی مردم سخن می‌گوید که در عین حال هر یک دنیای خاص خود را دارند. همچنین به اوضاع نامناسبی که در آن دشنام‌ها جاری است، اشاره می‌کند و می‌گوید که کسی که در فصل بهار خوشبخت است، روزهایش شاد و سرشار از سرزندگی است. در انتها، شاعر به غیبت شاه در عید اشاره می‌کند و احساس ناراحتی ناشی از عدم توجه به زیبایی‌ها را بیان می‌کند.