شمارهٔ ۴ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ابر آمد و بگریست بر اطراف چمنها
شد شسته به شبنم رخ گلها و سمنها
با داغ تو رفتند شهیدان تو زین باغ
چون لاله به خون جگر آغشته کفنها
از ما سخنی بشنو و با ما سخنی گوی
کز بهر تو بسیار شنیدیم سخنها
گه ناز و گهی عشوه، گهی جور و گهی لطف
غیر از تو چه داند دگری اینهمه فنها؟
در عشق تو صبر و دل و دینم شد و اکنون
مانده است در این واقعه شاهی تن تنها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف بارش باران و تأثیر آن بر گلها و چمنها میپردازد. او با اشاره به شهیدانی که به خاطر عشق و دلبستگیهایش جان خود را فدای معشوق کردهاند، احساسات خود را بیان میکند. شاعر از معشوق میخواهد که به سخنان او گوش دهد و در عوض، او نیز خواستار گفتوگوی دلنشینی است. او به عشق و صبر خود اشاره میکند و از تنهاییاش در این واقعه سخن میگوید.