نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جان بهر تو در بلاست ما را

دل پیش تو مبتلاست ما را

پیشت بدعا برآورم دست

در دست همین دعاست ما را

هر شب به هوای خاک کویت

دیده بره صباست ما را

در منزل ما چو مه نیایی

خود طالع آن کجاست ما را

تو ناوک غمزه زن، که پیشت

سینه سپر بلاست ما را

مخرام چو گل قبا گشاده

چون جامه جان قباست ما را

شاهی چه غم ار جفا کند یار

چون رو به ره وفاست ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عشق و دلتنگی شاعر اشاره دارد. شاعر در آن به معشوق خود ابراز محبت و دلسوزی می‌کند و از درد و رنجی که بخاطر دوری از او می‌کشد، صحبت می‌کند. او در دعا و نیایش برای معشوقش است و شب‌ها با یاد او می‌گذراند. شاعر همچنین به زیبایی و جذبه‌ی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر معشوقش بدی کند، وفاداری‌اش را حفظ می‌کند. در مجموع، شعر بیانگر عمق عشق و تعلق خاطر به معشوق است.