شمارهٔ ۵ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی به آب خضر نشان ده پیاله را
کز دل برون کنیم غم دیر ساله را
بلبل ز روی گل همه حرف جفا شنید
آه ار ورق بباد دهند این رساله را
هر دم شکفته تر شود از آه من رخت
از رهگذار باد چه غم شمع لاله را؟
برخوان وصل دست ارادت مکن دراز
کالوده کرده اند بزهر این نواله را
بخت غنوده را سر خواب است همچنان
شاهی چه تیز میکنی آهنگ ناله را؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که پیالهای را به او نشان دهد تا به وسیله آن غمهای دیرینهاش را فراموش کند. او به بلبل اشاره میکند که از گل جفا دیده و نگران است که ورق این رساله به باد برود. شاعر بیان میکند که هر لحظه فراقش را بیشتر حس میکند و به این فکر است که در محبت نباید بیش از حد پیش روی کرد، زیرا شاید بختش در خواب باشد و نباید به زودی به سمت ناله و غم برود. در کل، شعر دغدغههای عاشقانه و غمانگیز را به تصویر میکشد.