نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمد

بده جامی، که دیگر باغ را چشم و چراغ آمد

چو بلبل با فغان، چون لاله در خون دلم، آری

از این گلشن نصیب عشقبازان درد و داغ آمد

تو کاندر پای دل خاری نداری، گشت بستان رو

من و کویش، که نتوان با دل غمگین به باغ آمد

دلم آشفته تر گشت از خط نو خیز او، گویی

دگر دیوانه را بوی بهار اندر دماغ آمد

به عشق نیکوان آسوده نتوان زیستن، شاهی

مباش ایمن، که چشم بد بر ایام فراغ آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف زیبایی‌های بهار و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر به سرسبزی چمن و آمدن گل‌ها اشاره می‌کند و از ساقی می‌خواهد تا جامی بدهد، زیرا باغ پر از زیبایی و نور شده است. او همچنین از درد و داغی که عشق به همراه دارد سخن می‌گوید و احساساتی مانند فریاد بلبل و دل شکستگی را توصیف می‌کند. شاعر از غم و اندوه خود در مواجهه با زیبایی‌های باغ یاد می‌کند و بیان می‌کند که نمی‌تواند با دل غمگین به زندگی لذت ببرد. در نهایت، هشدار می‌دهد که نباید از خوشی‌ها غافل شد، زیرا همیشه خطر بدی‌ها وجود دارد.