نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بی‌خبر از گریهٔ خونین‌جگری چند

باز آی، که در پای تو ریزم گهری چند

سوز دل عشاق چه دانند که چونست

بگریخته از داغِ بلا بی‌جگری چند

چون لاله به داغ دل و خوناب جگر باش

ای چشم چو نرگس همه بر سیم و زری چند

با هر خس و خاری منشین ای گل رعنا

کز باد صبا دوش شنیدم خبری چند

مائیم طریق خرد از دست نهاده

وارسته به اقبال تو از درد سری چند

گفتی: چه کسانند اسیران ره عشق

ماتم‌زده سوخته دربه‌دری چند

شاهی سفر عشق به غفلت نتوان رفت

هشدار، که این مرحله دارد خطری چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان درد و رنج عشق و دلتنگی اشاره دارد. شاعر از گریه‌های دل‌خون خود می‌گوید و از عشق و داغ‌هایی که تجربه کرده است. او به زیبایی و fragility عشق اشاره می‌کند و نسبت به گل و خس و خاری که در مسیر عشق وجود دارند، هشدار می‌دهد. در نهایت، او تاکید می‌کند که سفر عشق به سادگی و بی‌دقتی امکان‌پذیر نیست و نیاز به آگاهی و هوشیاری دارد.