نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عید شد، خوبان به عزم مجلس و می می‌روند

دردمندان راه می‌پرسند و از پی می‌روند

گر به گشتی می‌رود، تنها خوشست آن آفتاب

قاصد جان منند آنها که با وی می‌روند

چون گل و سنبل پری‌رویان ز آب و تاب می

طره‌ها آشفته و رخساره در خوی می‌روند

آنکه می‌رفتند با تکبیر و قامت، این زمان

با نوای ارغنون و ناله نی می‌روند

می‌رود شاهی ز کویت از دم سرد رقیب

بلبلان از بوستان در موسم دی می‌روند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، عید فرامی‌رسد و زیبایی‌ها به سوی مجلس و می‌رخی می‌روند. در حالی که ددردمندان در جستجوی راه به دنبال آنها هستند. آفتاب اگرچه به تنهایی می‌تابد، اما آنهایی که با او می‌روند، پیام‌آوران جان هستند. پری‌رویان همانند گل و سنبل با زیبایی خاص خود می‌روند و حالتی آشفته دارند. کسانی با صدای شاد و ناله نی به مراسم می‌روند. همچنین، شعری درباره رفتن یک شاه از کویش به سبب سردی رقیب و بلبلانی که در موسم دی از بوستان می‌روند، بیان می‌شود.