نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

به زنجیر زلفت دل ماست در بند

ز سر رشته عقل بگسسته پیوند

رقیبا، مران از در دوست ما را

که بینند سگ را بروی خداوند

به توبه مکن دعوت ای شیخ ما را

که ما اول از عهد خوردیم سوگند

شناسیم قدر سگان درش را

که ما هم در آن کو دویدیم یکچند

رقیب ستمکاره بر جان شاهی

جفا می‌پسندد، خدایا تو مپسند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق می‌پردازد. او از زنجیر زلف معشوق صحبت می‌کند که دلش را در بند کرده و عقلش را از او جدا کرده است. شاعر به رقیب هشدار می‌دهد که از ورود به زندگی‌اش دوری کند و همچنین از دعوت به توبه می‌گوید، زیرا آن‌ها از ابتدا در عشق سوگند خورده‌اند. در نهایت، او به خداوند پناه می‌برد و از او می‌خواهد که رنج و ستم رقیب را نپسندد.