نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا می‌روند

بی‌نصیب آنانکه در می قول مطرب نشنوند

رخ نمودی، مردمان را چشم بر ابروی تست

عید شد، باریک‌بینان دیده بر ماه نوند

من که در شب‌های محنت سوختم، زانم چه سود

کاین بتان خورشید‌رخسارند یا مه‌پرتوند

می‌رود خلقی به استقبال، کآمد گل به باغ

تو بمان باقی، کزین بسیار آیند و روند

پندگویان شاهی درمانده را دل می‌دهند

حال او دانند اگر روزی چنین بیدل شوند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد فصل نوروز و شادی ناشی از آن است. مردم به سوی طبیعت و صحرا می‌روند و از زیبایی‌های بهار لذت می‌برند. شاعر به افرادی که از شادی و زیبایی‌های زندگی محرومند اشاره می‌کند و می‌گوید که آن‌ها از زیبایی‌های اطراف خود بی‌خبرند. او همچنین بیان می‌کند که در میان سختی‌ها و شب‌های تاریک، شادی و خوشی به فراوانی در دسترس است اما برای برخی افراد ممکن است این شادی کمرنگ باشد. شاعر به یاد می‌آورد که اگرچه گل‌ها و زیبایی‌های بهار می‌آیند و می‌روند، اما عشق و زیبایی‌های واقعی همیشه باقی می‌مانند.