شمارهٔ ۹۳ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زلف تو سراسر شکن و تاب نماید
لعل تو لبالب شکر ناب نماید
چشم تو محالست که بر حال من افتد
بختم مگر این واقعه در خواب نماید
طراری آن طره ز رخسار تو پیداست
هر جا که رود دزد به مهتاب نماید
در شیشه صافی بنگر باده رنگین
چون عکس گل و لاله که در آب نماید
شبها که بغلتد بسر کوی تو شاهی
خار و خسکش بستر سنجاب نماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای معشوق خود میپردازد. او زلفهای معشوق را که پر از تاب و تاز است، میستاید و لبهای او را به شیرینی شکر تشبیه میکند. شاعر احساس میکند که چشم معشوق هرگز بر حال او نمیافتد و این نیکبختی تنها در خواب برایش ممکن است. او همچنین به زیبایی طره مو و چهره معشوق اشاره میکند و میگوید که هر دزد زیبایی به مهتاب نگاه میکند. در ادامه، شاعر به تشابه شراب رنگین در شیشه با گل و لاله اشاره میکند و در پایان به شبهایی اشاره میکند که اگر کسی در کوی معشوق بخوابد، به سادگی به پستی میافتد. این ابیات نشاندهندهی عشق و زیبایی با زبانی شاعرانه و پر احساس است.