شمارهٔ ۹۴ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو دل چوگان زلفت در نظر دید
پریشان گشت و حال خود دگر دید
غمت صد رخنه در جان کرد ما را
مگر دیوار ما کوتاهتر دید
ترا در رهگذر ناگاه دیدم
دلم چندین بلا زان رهگذر دید
دل از کویت نگردد گرد کعبه
که گر دید آبرو، زین خاک در دید
صبا از چین زلفت شمه ای گفت
وز این غم نافه را خون در جگر دید
دلم زین بوستان با خار از آن ساخت
که از گل بوی کردن دردسر دید
چو لاله داغ بر دل ماند شاهی
ترا تا سبزه بر گلهای تر دید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حال و احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر در ابتدا توصیف میکند که چگونه زلف محبوبش دلش را به هم ریخته و باعث پریشانیاش شده است. او از غم و دردهایی که این عشق به او میدهد، صحبت میکند و به نوعی از ناتوانی خود در فراموش کردن محبوبش و ادامه دادن زندگی میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی و تاثیر عطر زلف معشوق اشاره دارد که دلش را تحت تاثیر قرار میدهد، به طوری که حتی دلش نمیتواند از او فاصله بگیرد. او در نهایت به تلخی این عشق و درد جدایی میپردازد و به تصویر کشیدن زیباییها و زخمهای دلش میپردازد.