شمارهٔ ۹۵ امیر شاهی
امیر شاهی سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
با روی تو از سمن که گوید؟
با کوی تو از چمن که گوید؟
جایی که تو زلف و رخ نمائی
از سنبل و نسترن که گوید؟
با لعل تو غنچه لب فرو بست
پیش تو از آن دهن که گوید؟
درد همه پیش یار گفتند
من خود چه کسم؟ ز من که گوید؟
گر باد صبا نیاید از دوست
رازی به هر انجمن که گوید؟
گفتی: غم او مگوی با دل
این با دل خویشتن که گوید؟
از غم چو زر است روی شاهی
با آن بت سیمتن که گوید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف چهره و زلف معشوق پرداخته و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند با زیبایی او مقایسه شود. او همچنین به مشکلات و دردهای عاشق اشاره میکند و از رازهای عاشقانه سخن میگوید. در نهایت، شاعر به غم و اندوه ناشی از عشق پرداخته و تأکید میکند که این غم به اندازهی ارزش و زیبایی معشوق مهم و قابل توجه است.