شمارهٔ ۲۴ - هرچند که از عشق تو در کوی ملامیم سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرچند که گنگیم و کلوکیم و لکامیم
تن داده و دل بسته آن دول غلامیم
دو درم بدهان کرده خریدار سه بوسیم
شمشیر بکف کرده طلبکار نیامیم
اندر طلب تاز ازین کوی بدان کوی
نیمور کشان کرده بگرد در بامیم
در حجره تاریک من و تاز معطل
از بام بشام آمده و زشام ببامیم
چون روده خوشیده . . . س گنده نخواهیم
تا در پی آن سرود و من دنبه خامیم
بابامچه . . . س نزد وام بگردن
کز گردن نیمور قوی توخته وامیم
دانند همه کس که ره . . . س ره عامیست
. . . ن راه خواص است، نه ما مردم عامیم
با اینهمه، در علم فرو کفتن تازان
گه عامی صرفیم و گهی خواجه امامیم
تا تاز سجود آرد، بروی برکوعیم
چون تاز رکوع آرد، بروی بقیامیم
زانروی که یار دل هر تاز مدامست
مولای مدامیم و مدامیم و مدامیم
گوینده تازیم نه چون خواه جمالی
بر هر سر نیمور قوی کرده مقامیم
این شعر بر آن شعر جمالی است که گفته است
هرچند که از عشق تو در کوی ملامیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف وضعیت و شرایط خود میپردازد. او بیان میکند که هرچند با مشکلات و چالشهایی مواجه است، اما دل بسته و وفادار به محبوب خود باقی مانده است. او در تلاش است که عشق و ارادت خود را به یار ثابت کند و به دنبال تحقق آرزوهای خود است، حتی اگر در این مسیر با موانع و دشواریها روبرو شود. شاعر از تغییرات و ناپایداریهای زندگی سخن میگوید و اشاره میکند که گاهی احساس بیخبری و بیدلی میکند، اما عشق او به یار، او را به ادامه مسیر رهنمون میشود. در نهایت، او به جایگاه خود در عشق و اجتماع اشاره میکند و به نوعی به پذیرش و تحمل شرایط موجود میپردازد.