نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - جلال الدین کیست؟ سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز سیم ساده یکی کوه دیده ام بدو نیم

دو نیمه کوه که دید است کان بود از سیم

ز سیم ساده یکی کوه، لیک پنداری

که کرده اند بشمشیر کوه را بدو نیم

گهی بگونه کافور کان بود از گل

میان کاخگه اندر ز لعل حلقه میم

چهی است در که و از سیم کرده سیمایش

که دارد از گل و گلنار افسری بدو نیم

فراز او همه سیم و نشیب او همه زر

کران او همه خوف و میان او همه بیم

کهی که دیده نسرین ازو شود حیران

کهی که خرمن سوسن ورا کند تعظیم

بنرمی و بسفیدی مثال تل سمن

بپاکی و بنظیفی بسان در یتیم

بجهد شیشه سیماب گر در او ریزی

بشیشه تو کند شوشه های زر تسلیم

زهی کهی و خهی چشمه ای که اندروی

قرار گیرد مار شکنج و ماهی شیم

هرآنکه سایه آنکوه دید و آن چشمه

بدید سایه طوبی و چشمه تسلیم

ولیک راه مخوفست و کس بدو نرسد

مگر کسی که خدایش بداد کف کریم

جلال دین سبب افخار چار ارکان

کز او نظام گرفته است صحن هفت اقلیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و شگفتی کوهی با سیم و زر سخن می‌گوید که به دو نیم تقسیم شده است. کوه با شکل‌ و رنگ‌های مختلفش، نظیر کافور و لعل، مورد توصیف قرار می‌گیرد و جلوه‌ای بی‌نظیر از زیبایی را به تصویر می‌کشد. هر طرف کوه ویژگی‌های خاصی دارد و ترس و بیم در دل انسان می‌نشاند. شاعر همچنین به چشمه‌ای در نزدیکی کوه اشاره می‌کند که آرامش‌بخش است و زیباترین گل‌ها را در خود جای داده. با این حال، او هشدار می‌دهد که راه رسیدن به این زیبایی‌ها خطرناک است و تنها افرادی که رحمت خداوند شامل حالشان شود می‌توانند به این زیبایی‌ها دست یابند. در نهایت، جلال دین به عنوان منبع افتخار برای چهار رکن عالم معرفی می‌شود.