شمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیا سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای سنائی بیا و قد خم کن
باد بوق مرا به . . . ن کم کن
بسر بوق من فرودم تیز
بدهان دهل دمادم کن
خود بی تیز را دمادم دم
خود بی دبدبه دمادم کن
گرد . . . ی ز جزاجت خسته
تازه و گرم گرم مرهم کن
آدم خس کشی بود پدرت
روز و شب کار و شغل آدم کن
تا شبانگاه خس بگلخن کش
تا سپیده دم آتش دم کن
شعرهائی که گفته ای بسپاس
هرکرا مدح گفته ای، ذم کن
هرکرا هجو گفته ای بستا
وان پراگنده ها فراهم کن
هر گه آنجمله جمع شد بفرست
دل ز کار نقیصه بیغم کن
مدح گفتن مسلم است بتو
هجو گفتن بمن مسلم کن
گر مسلم کنی وگر نکنی
گفتنی گفته شد، لم ولم کن
هم بر آن وزن گفت سلمانی
ای سنائی بیا و قد خم کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوتی است از سنایی برای اینکه به جمعآوری و تنظیم آثارش بپردازد. شاعر از او میخواهد که در حین کار به نقصها توجه کند و با استفاده از کلمات، آنها را اصلاح کند. همچنین به سنایی یادآوری میکند که آثارش، چه مدح و چه هجو، باید به دقت ساماندهی شوند و از او میخواهد تا در این مسیر تلاش کند. به طور کلی، شعر به معنای اهمیت نظم و ساماندهی در شعر و ادبیات است و دعوت به کارایی و توجه به جوانب مختلف آثار ادبی است.