شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
میخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی
شلغم پخته بسیخی پنج و شش بر هم زنی
کور و سیر و لفت و شلغم برب و کاک و برگ کرم
گرم گرمک میخوری، تا چند گوئی غم زنی
برحذر باشی ز سوزانی و اف و پف کنی
تا دهان مرده ریگت را نسوزی خم زنی
چو خبر داری ز سوزانی و از دردی که هست
به علف باشی و گرنه لقمه در مرکم زنی
چون قراقر در شکنبه مرده ریگت اوفتاد
گر من از تو هم نخواهم زد، تو از من حم زنی
. . . ن سوی سرخس کنی وز باد شلغم مرد وار
تیزها در سبلت مجدودبن آدم زنی
این جواب آن، کجا گوید سنائی غزنوی
گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیتهایی میپردازد که در آن فرد باید مراقب باشد تا از اشتباهات یا مشکلاتی که ممکن است پیش بیاید، پرهیز کند. شاعر به استفاده از موادی همچون شلغم و دیگر خوراکیها اشاره میکند و بر اهمیت احتیاط در انتخاب و مصرف آنها تأکید میورزد. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که اگر از مشکلات و دردها آگاه باشیم، باید هوشیار باشیم و نه تنها از خودمان محافظت کنیم، بلکه رابطهمان با دیگران را نیز مدیریت نماییم. این شعر همچنین به دشواریهایی که ممکن است در روابط انسانی وجود داشته باشد و لزوم مسئولیتپذیری اشاره میکند.