شمارهٔ ۷ - چه باید کرد سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا کر بدر . . . ن یار باید کرد
بزخم خرزه، در . . . ن فکار باید کرد
اگر بدانم کو را دو . . . یه باشد و بس
ز روی شفقت، . . . یه چار باید کرد
وگر درم دهم و بی درم جمع ندهد
درم بدست بود گیر و دار باید کرد
همه، حدیث جماع و رباب باید گفت
همه، حکایت کش و فشار باید کرد
ورا دو دست بدر برنهاده باد و مرا
ز راه در، بکلیدان نظار باید کرد
ز راه در، بکلیدان نظر توان کردن
ز پیش آن، در کوی استوار باید کرد
همه سراست، ولیکن چو یار نبود تن
نخست باری تدبیر یار باید کرد
اگر بعمری یاری چنین بدست آرم
بدانم آنگه با وی چکار باید کرد
جواب شعر معزیست آن کجا گوید
مرا گذر به سوی کوی یار باید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در ستایش و نیاز به یاری و محبت یار سخن میگوید. شاعر از عمق دل آرزو میکند که یاری داشته باشد و از دردی که به آن دچار است، سخن میگوید. او به اهمیت شفقت و عشق اشاره میکند و میگوید که اگرچه مشکلات زیادی وجود دارد، اما باید برای دیدار یار تلاش کرد. در نهایت، شاعر میگوید که همهی تلاشها باید برای رسیدن به یار مورد نظر باشد و تا زمانی که یاری در کار نیست، تدابیر و برنامهریزیهای لازم باید انجام شود. بهطور کلی، شعر بیانگر longing و عشق عمیقی است که انسان به ارتباط با دیگری دارد.