شمارهٔ ۲۸ - من رمه بانم سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
از خرتر تا جرس گشاده زبانم
ناصر مغ را بتاج خرقان بانم
تاج و مرا با دو خر مباشرت افتاد
وی بغم این و من بحسرت آنم
تاج بمن گفت من مفلسف عصرم
بر رمه گوسفند عقل شبانم
گرگ گیاخوار و گوسفند دریده
در رمه من بوند و من رمه بانم
عاجز کار منند لاله و زیرک
هیچ ندانند از اینکه هیچ ندانم
با همه فرزانگی و عقل مغ اندیش
بر خر مغ عاجزم که پیر و جوانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان احساسات شاعر درباره وضعیت خود و دیگران میپردازد. او خود را در مقایسه با تاج مغ میبیند و از ناکامیها و حسرتهایش سخن میگوید. شاعر نام خوبی در عالم خود ندارد و به نوعی خود را در معرض ضعف و ناتوانی حس میکند، به خصوص در مقایسه با دیگران که به نظر میرسد دانا و باهوش هستند. او به طور نمادین از گوسفند و گرگ استفاده میکند تا وضعیت خود را در جامعه توضیح دهد. در نهایت، او در مییابد که حتی با وجود دانش و بینش، در حالت ناتوانی به سر میبرد.