شمارهٔ ۳۷ - خاطر سوداپز سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
راحتی دارم بر منتخب الدین بثنا
صلت فاخر چونانکه بود از بر من
زانکه از نظم ثنای وی و امثال ویست
نان و آب و زر و سیم و خز و برد و بز من
هرکه در من کند از دیده اعزار نظر
اوست مامون من و معتصم و معتز من
دارد آن صدر هنرپیشه که در بیشه نظم
هست هر شاعر چون شیر شکاری بز من
قصب سی گری آنکسس برد از من که بشعر
همبری باشد بر سی گز او سی گز من
شعر من اطلس و خزاست و تو آری در بزم
زند پیچی عوض اطلس و جای خز من
مدت شش مه از آن شعر مطول که گذشت
بایدش خواندن این قطعکک موجز من
صلتی در خور آن شعر فرستند و رنی
شعر من باز فرستند نه ازو نه ز من
پس از این قطعه شیرین ترش انشاء الله
خامئی ناید از این خاطر سوداپز من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به راحتی و آرامش خود اشاره میکند و از مقام و جایگاه خود در شعر و ادب صحبت میکند. او به ستایش از کسی به نام منتخب الدین بثنا میپردازد و میگوید که ثنای این شخص برای او مانند نان و آب است. شاعر بیان میکند که هر کسی که به او توجه کند، برای او ارزشمند است. او همچنین به قدرت شعر خود اشاره میکند و خود را به عنوان یک هنرمند مجرب میشناسد. در پایان، شاعر از خوانندگان میخواهد که به آثارش توجه کنند و امیدوار است که آثارش همیشه مورد پسند باشد و از آنها استقبال شود.