نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ممدوح نمایند بسی بار خدایان

زین تنگ دلان؟ اینک درایان

همچون رده مور نگرشان از حرص

وز تنگی دست این گره شعر سرایان

خورد را ز ره مدحت منحول مغرور

مداح نماینده بممدوح نمایان

دامن گره افکنده بدامن همه هم پشت

هر روز روان گیر بدوشان چو گدایان

تا صبح دمد آمده با خدمتگاران

تا شام شود در شده با روزه گشایان

با خویشتن آورده بهر قاعده ای بر

کاسه شکنان راه کشان لقمه ربایان

از لکنش معده است نه از طلعت فرخ

هر یک بستم ساخته خود را چو همایان

شاگرد کل جوهریند این همه در حرص

ز استاد فزونتر شده این لقمه بیابان

از غایت بی بنگی و از حرص گدائی

استاده براه اینهمه یافه در ایان

پر کارتر از سوزنی امروز کسی نیست

لیکن چو وئی نیست کس از عالی رایان

او را در دستور خداوند جهان بس

بی حشمت و بی منت این بار خدایان

فرزانه امیر اجل صاجب عالم

کافراخته شد زو علم صاحب رایان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف ممدوح (شخص مورد ستایش) می‌پردازد و از او به عنوان نماینده‌ای از خدایان یاد می‌کند. شاعر به نقد افرادی می‌پردازد که از حرص و تنگ‌دستی به ستایش ممدوح می‌پردازند و خود را به او وابسته می‌سازند. او به سرنوشت این مداحان که همچون گدایان به دنبال لقمه‌ای برای سیر کردن خود هستند، اشاره می‌کند و به بی‌خود بودن آن‌ها در این مسیر می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که ممدوح، به خاطر علم و دانایی‌اش، در عالم برتر است و از صفات او می‌گوید که در مقایسه با دیگران، بی‌منت و با احترام است. در نهایت، نماد دانش و فضیلت را فرزانه‌ای می‌داند که به دست خداوند عالم شکل گرفته است.