نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ - سوزنی گفت مدح تو ز خری سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای نجیب مؤید سکنه

میخ کوب کفایت پدری

تا تو نبوی پدر شود بیکار

گر بروی بلا و درد سری

هیچ گوئی براستی تو بدانک

همه را میزنی و چون نخوری

پیرنند نجیل تنها خوار

مانده بی کار و تو بکار دری

بربودی ازو ز سایه تیغ

موی ریش و سبیل و . . . ن ز خری

چون تبر تیشه با همه عملی

میزنی زیر و می بری زبری

در تراش معاملت به قلم

پیش روی آبدار و با گهری

احمد تیشه را چو دسته نهی

ناله بردارد و گری و گری

هست معشوقه ایش همچون میش

راست بر چوب شهری و سفری

مانجه اش گوی را همی ماند

سه سو و نفر و دلفریب و فری

چون شکاف قفیزه ایر است

آن شکاف . . . سش چو درنگری

خود شکاف سیش نیاید تنگ

گر که میره بمانجه اش ببری

تا دو ساقش چو نیم چارسوی

برنگیری ز کار بی خبری

برکشی چون رسن ز مصر بچین

خط خط اندازه . . . سش شمری

گرد بر گرد . . . وش چون پرگار

بر همان راه رفته می گذری

ور چو برمه کمانچه بر تو کشید

لوک آنجای را بسر نبری

پسر عمت از تو بار آرد

گر تو آن چوب خانه را نخری

به همه آلت درود گران

سوزنی گفت مدح تو ز خری

پیش ازین کان خراج برگیرند

تو فرومانی از درودگری

بسوی سوزنی تراشه فرست

این عمارت سبک شود سپری

تا هنر شهره تر ز بیهنریست

تا خطر خوبتر ز بی خطری

باد بر مسند هنر جایت

که سزاوار مسند هنری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف فضایل و ویژگی‌های یک شخص نجیب و هنرمند می‌پردازد. گوینده از پدری نیکوکار و مؤید صحبت می‌کند که در سختی‌ها و بلاها از دیگران پشتیبانی می‌کند. او به توانایی‌های هنری و دستاوردهای این شخص اشاره می‌کند و از تأثیر او بر دیگران می‌نویسد. در ادامه، لبخند و عواطفی را که این هنرمند در مخاطبان خود ایجاد می‌کند توصیف می‌کند. همچنین، به نقش او در ارتقاء و ترویج هنر و فرهنگ اشاره شده و بر لزوم احترامی که برای اثری که خلق کرده است تأکید می‌شود. در پایان، بر شایستگی این شخص برای قرار گرفتن در مسند هنر تأکید می‌شود.