شمارهٔ ۱۱۰ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم
صد چشمه خون از جگر سنگ برآریم
مرغان همه در ناله و این طرفه که ما را
رخصت نه که در دام تو آهنگ برآریم
جائی ننشینیم بجز گوشه بامت
گر بال و پری از قفس تنگ برآریم
آگاه توانیم شد از راز دو گیتی
وقتی که سر از بانگ نی و چنگ برآریم
این دلشکنان زآینه خارا نشناسند
ظلمست که ما آینه از زنگ برآریم
بردی تو ستم پیشه دل از ما بصد افسون
تا باز زچنگت بچه نیرنگ برآریم
مرغی بخوش الحانی من نیست درین باغ
بازاغ روا نیست که آهنگ برآریم
دانش چو درین عهد طبیب آفت جانست
زنهار که ما نام بفرهنگ برآریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به غم و رنجی عمیق اشاره دارد که غمزدهها تجربه میکنند. شاعر بیان میکند که اگرچه همه در حال نالهاند و نمیتوانند آهنگی سر دهند، اما تلاش دارند که از قفس خویش بیرون آیند و رازهای زندگی را کشف کنند. او به دلشکستگی و ظلمی که بر او رفته میپردازد و از ستمگریهایی که درد و رنج را تشدید میکند، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در زمانهای که علم و دانش به درد انسانها نمیخورند، باید از اعمال خود مراقبت کنند.