نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شده‌ام

هزار شکر که با درد آشنا شده‌ام

ز خار ما همه گل می‌دمد به دامن دشت

به جستجوی تو تا من برهنه‌پا شده‌ام

جدا ز گلشن کویت طبیب از حسرت

به سان بلبل تصویر بی‌نوا شده‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از درد و غم عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که با وجود تمام مشکلات و رنج‌هایی که از غم معشوق تحمل کرده، باز هم شکرگزار است که به احساسات و دردها آشنا شده است. او از زیبایی‌های عالم می‌گوید که از خاری که به دستش آمده، به گل تبدیل شده و این شعر درباره جستجوی معشوق و تنگناهای عاشقانه است. شاعر همچنین احساس تنهایی و افسردگی خود را با تشبیه به بلبل بی‌نوا بیان می‌کند.