نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۵ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم

که با دل در سخن باشم اگر خاموش بنشینم

زبان انداخت از پا شمع محفل را همان بهتر

چو شاخ گل درین گلشن سراپا گوش بنشینم

مرا نعل است در آتش ز شوق خاکساری‌ها

چو ماه نو اگر با آسمان همدوش بنشینم

طبیب از بزم عشرت سرگران گشتم خوش آن محفل

که نوشم باده از خون دل و خاموش بنشینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حالاتی که عشق بر او می‌گذارد صحبت می‌کند. او می‌خواهد عشق را تجربه کند، حتی اگر این به معنای سکوت و گوش سپردن باشد. شاعر به زیبایی‌های اطراف اشاره می‌کند و می‌گوید که مانند شمعی در محفل، بهتر است خاموش بنشیند تا به دلخوشی‌های عشق گوش فرا دهد. او همچنین از آتش اشتیاق و رنج‌هایی که عشق به همراه دارد می‌گوید و ترجیح می‌دهد که از دل‌تنگی‌هایش در یک جمع عاشقانه بنوشد. در این فضا، او به آرامش و سکوت نیز اهمیت می‌دهد.