شمارهٔ ۱۱۹ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه خونها در دل ایام کردیم
که صبحی را بمستی شام کردیم
چه می بود آن، که تا در جام کردیم
وداع ننگ و ترک نام کردیم
مسلمانان درین مدت چرا گوش
بحرف زاهد خود کام کردیم
شکایت نیست ما را هیچ از غیر
که ما خود خویش را بدنام کردیم
هزاران شکر کز دلهای غمناک
غمی در یوزه دردی وام کردیم
بمرغان اسیر از ما بشارت
که طرح آشیان در دام کردیم
از آن از دیده خوبان فتادیم
که در پاس وفا ابرام کردیم
طبیب از ما که میگوید به مستان
که ما عهد نوی با جام کردیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی تأمل و تحلیل دربارهٔ زندگی و تجربههای انسانی میپردازد. شاعر به مرور زمان و احساسات مختلفی که در دل ایام داشته اشاره میکند. او به کارهای ناپسند و جدایی از نام نیک و وفاداریهای خود اشاره میکند و از ناآگاهی مسلمانان و پذیرش سخن زاهدان گلایه دارد. شاعر میگوید که خود را بدنام کردهاند و از درد و غم در دل به شکرگزاری پرداختهاند. همچنین به پرندگان اسیر بشارت میدهد که در تلاش برای آزادی و ساختن آشیانه جدید هستند. در نهایت، صحبت از رابطهٔ نوینی با می و جام به میان میآید که نشاندهندهٔ خروج از سنتهای گذشته و پیوستن به زندگیای شادابتر است.