شمارهٔ ۱۲ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
افزوده غمی چون بغم دیگرم امشب
زنهار مگیرید ز کف ساغرم امشب
بر خرمن من دوش زدی آتش و رفتی
بودت گذری کاش بخاکسترم امشب
گویند به تسکین من افسانه و ترسم
بیرون رود اندیشه او از سرم امشب
آن به که طبیبم نکشد رنج مداوا
بهبودی خود نیست دگر باورم امشب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از غم و اندوهی که بر دلش نشسته صحبت میکند و میگوید که امشب غم دیگری نیز بر غمهایش افزوده شده است. او از دیگران میخواهد که از نوشیدنیاش دوری کنند و به یاد آتشسوزی که به خرمن او زدهاند، میافزاید. شاعر به وضعیت خود اشاره میکند و میگوید که داستانهایی که دیگران برای تسکین او میگویند، فایدهای ندارد و افکارش را آشفته کرده است. در نهایت، او به درمان خود اعتقادی ندارد و احساس میکند که بهبودی حاصل نخواهد شد.