شمارهٔ ۱۲۰ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
وانکه حیران تو بیش از دگرانست منم
آنکه از کوی تو ای خانه برانداز امید
بسته رخت سفر و دلنگرانست منم
نقد جان می دهم و جنس وفا می طلبم
آن خریدار متاعی که گرانست منم
میگساران همه از جای، سبک برجستند
آن سیه بخت که در خواب گرانست منم
عاشقان تو همه نام و نشانی دارند
آنکه در کوی تو بینام و نشانست منم
پایه قرب مرا بین که بخلوتگه یار
آنکه او محرم هر راز نهانست منم
با تو پیمان وفا غیر بسی بست و شکست
آنکه در عهده وفای تو همانست منم
رهرو عشق بسی هست طبیبا، لیکن
آنکه در مرحله از گرم روانست، منم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر عاشقانهای است که خود را به عنوان شخصی نگران و شیدا معرفی میکند. او میگوید که همواره به یاد محبوبش است و بیشتر از دیگران در حیرت و شگفتی از او قرار دارد. شاعر بیان میکند که به خاطر عشق به محبوبش، با وجود مشکلات و سفرها، دلش در گرو اوست. او حاضر است جانش را بدهد و از محبوب وفا میطلبد. در مقایسه با دیگران، او خود را فردی بینام و نشان در کوی محبوب میداند و تأکید میکند که رازهای عمیق عشق نیز برای او محرم است. شاعر به وفاداری خود اشاره میکند و میگوید دیگران پیمانهایی بستهاند که شکستهاند، اما او همچنان به وعدههایش پایبند است. در نهایت، او خود را عاشق حقیقتاً عمیق و درگیر احساسات پیچیده میداند.