نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم

ولی دریغ که دردم فزون و تاب ندارم

رسیده ضعف بجائی مرا که از من خسته

تو حال پرسی و من طاقت جواب ندارم

نیم غمین که فتادم ز پا غمم همه اینست

که می روی تو و من قوت شتاب ندارم

زپا فتادگی خود طبیب ازین همه نالم

که رفت محمل و من پای در رکاب ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی درد و رنج عمیق شاعر است. او خوشحال است که از درد معشوقش نمی‌خوابد، اما خود دردی بزرگ‌تر دارد که تحمل آن برایش سخت شده است. او به وضعیتی رسیده که از کمبود توانایی برای پاسخ به حال معشوق و همچنین ناتوانی‌اش در دنبال‌کردن او، غمگین است. شاعر به درماندگی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که دیگر قادر به حرکت و ادامه دادن نیست، زیرا معشوقش رفته و او نمی‌تواند آن‌گونه که می‌خواهد به او برسد. در کل، شعر بیانگر عواطف شدید و احساس ناامیدی شاعر در مواجهه با جدایی از معشوق است.