نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

غافل مشو از حال من بی‌سروسامان

من با تو چنانم که به ابسال سلامان

اندیشه کن از خون من خسته مبادا

آلوده به خونم شودت گوشه دامان

عشاق به فرمان بتان چند نباشند

همواره به فرمان شهانند غلامان

عارض بودت ماه ولی ماه دو هفته

قامت بودت سرو ولی سرو خرامان

خاموش طبیب از سخن عشق به اغیار

اسرار حقیقت نتوان گفت به خامان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حالتی از عشق و دلتنگی اشاره دارد. شاعر از وضع آشفته خود می‌گوید و از معشوقش می‌خواهد که به حال او توجه کند. او نگران است که عشقش او را زخمی کند و تقاضا دارد که معشوقش دچار آلودگی نشود. در ادامه به تفاوت عشق واقعی و عشق تحت فرمان اشاره می‌کند و ویژگی‌های معشوقش را توصیف می‌کند. همچنین، شاعر بر لزوم پنهان ماندن اسرار عشق تأکید دارد و می‌گوید که نمی‌توان این رازها را با کسانی که درک نمی‌کنند، به اشتراک گذاشت.