نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۰ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر کرا یاری برای خویشتن

ما و یار بیوفای خویشتن

تا به کی در بزم خاص اغیار را

می‌توان دیدن به جای خویشتن

محفلم را مطربی درکار نیست

بیخودم از ناله های خویشتن

آشیانی دیدم از هم ریخته

یادم آمد از سرای خویشتن

تا زدم در کوی رسوائی قدم

سرمه کردم خاک پای خویشتن

ناصحم گوید که ترک عشق کن

می زند حرفی برای خویشتن

کعبه را سنگ نشان دیدم طبیب

تا شدم خود رهنمای خویشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تنهایی و بی‌وفایی دوستان اشاره می‌کند و از وضعیت خود سخن می‌گوید. او در بزم دیگران احساس بی‌گانگی می‌کند و به یاد آسیب‌هایی که به خود زده است، می‌افتد. شاعر از عدم نیاز به مطرب در محفلش می‌نالد و در پی یافتن راهی برای خودآگاهی و رهایی از عشق نامناسب است. او به دنبال راه و نشان‌هایی برای یافتن خودش است و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باید خود را رهنمای زندگی‌اش کند.