شمارهٔ ۱۳۵ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
به تلافی تغافل نگهی به ناز کردن
نتوان چو فاش از تو سر شکوه باز کردن
من و محرمی و کنجی بنهفته راز کردن
چه تمتع است ما را ز تو ای نهال سرکش
که بمیوه تو دستی نتوان دراز کردن
مکن احتراز از من که بروی عشقبازان
در وصل چون گشادی نسزد فراز کردن
مگزین جدائی از وی که طبیب خسته دل را
چو بدام هر بستی سمتست باز کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و زیباییهای ارتباط عاطفی اشاره دارد. شاعر از لحظههای خاص و دلنشینی صحبت میکند که در آن معشوق با ناز و ظرافت به او نگاه میکند. او به این موضوع میپردازد که نمیتواند به طور صریح از شکایاتش بگوید و ترجیح میدهد در گوشهای پنهانی با معشوق راز بگوید. همچنین، شاعر نسبت به لذت و خوشی از حضور معشوق تأکید کرده و از جدایی و دوری هراس دارد، زیرا این جدایی مانند درد برای قلب عاشق است. در کل، شعر بیانگر عشق و تاب و تیغ آن است.