نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۷ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای

ما غافل و تو همدم اغیار بوده‌ای

از خواب صبحگاه تو پیدا بود که دوش

در بزم غیر بوده و بیدار بوده‌ای

جایی که گشته‌اند حریفان ز باده مست

باور که می‌کند که تو هشیار بوده‌ای

بی‌موجبی به غیر منت گرمی از چه بود

با من اگر نه بر سر آزار بوده‌ای

آغاز عاشقی‌ست عجب نیست گر طبیب

در بند ننگ و در گرو عار بوده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عشق و تمایز میان وفاداری و خیانت است. شاعر به معشوق خود اشاره می‌کند که در کنار دیگران بوده و از عشق او غافل بوده است. همچنین، به وضعیت او اشاره می‌کند که در جمع دیگران مشغول خوشگذرانی بوده، در حالی که به او بی‌توجهی کرده است. شاعر از او می‌پرسد که چرا بدون دلیل به او伤 زده و ابراز می‌کند که این وضعیت دردناک بخشی از آغاز عاشقی است. در نهایت، این شعر نشان‌دهنده احساسات عمیق و پیچیده‌ی عاشقانه و تلخی رنج ناشی از بی‌وفایی است.