نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از ما درین گلستان جویند گر نشانی

بر گلبنی است ما را دیرینه آشیانی

با ما اگر نشینی از مصلحت زمانی

عمری پی تلافی هم بزم دیگرانی

یکدم بطاقت خود گر داشتم گمانی

می کردم از تغافل یکچندش امتحانی

کافیست این سعادت ما را که بعد مردن

بر زیر سر گذاریم خشتی ز آستانی

افغان که در ره عشق نشنیدم و ندیدم

نه ناله درائی نه گرد کاروانی

داریم از فراقت ای مهر عالم افروز

چون شمع صبحگاهی بر لب رسیده جانی

امشب طبیب دلها از ناله تو خون شد

پیداست از فغانت کز دلشکستگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های گلستان و ارتباط عمیق خود با آن اشاره می‌کند. او از جستجوی نشانی در این مکان دل‌انگیز صحبت می‌کند و به یادآوری روزهای گذشته و اهمیت دوستی در زمان‌های مختلف می‌پردازد. شاعر احساس می‌کند که اگر بتواند لحظه‌ای از خود غافل شود، می‌تواند چیزهای جدیدی را امتحان کند. او بر این نکته تأکید می‌کند که شادی واقعی آنها در این است که پس از مرگ، بر سر آستان محبت، آرام گیرند. همچنین از درد و جدایی‌ای می‌گوید که ناشی از عشق است و شب را با پزشک دل‌ها و ناله‌های عاشقانه توصیف می‌کند. در کل، شعر سرشار از احساسات عاطفی و توجه به لذت‌های زندگی و عشق است.