شمارهٔ ۱۵۰ طبیب اصفهانی
طبیب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
نوش کن نوش که خوش عیش مدامی داری
بنده ای همچو منت نیست بهیچم مفروش
خبرت نیست که ارزنده غلامی داری
می روم هر نفس از خود، من ای باد صبا
می توان یافت که از دوست پیامی داری
کی ز قید تو توان رست که در صید گهت
هر طرف می نگرم دانه و دامی داری
نیست اکنون چو ترا قوت رفتار طبیب
زین چه حاصل که بکویش دو سه گامی داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شادی و لذت زندگی صحبت میکند و به خوشگذرانی دعوت میکند. او میگوید که اگر میلعل (شراب) و چند جامی در دست داری، نوش جان کن زیرا زندگیات خوش و خوشحال است. شاعر همچنین به مقام و ارزش خود اشاره میکند و میگوید که بندهای همچون او را نباید به هیچ قیمتی فروخت. او از غم و اندوه دوری میکند و به یاد پیامهای دلپذیر از دوستش میافتد. در نهایت، اشاره میکند که نمیتواند از عشق و تعلقی که به معشوق دارد، رها شود و این وابستگی، او را در دام شادی و غم گرفتار کرده است.